دانيال و خشايار

 

تابستان گذشته

ازاينكه مدتي نمينوشتم .عذر ميخواهم .زيرا پس از عمل قلب پدرم ٬مادرم به مدت يكهفته دربيمارستان بستري شد.ومدارس ودانشگاهها بازگشائي شده بود وهمچنين ماه رمضان بود . من وبرادرزاده ام (سانيا ) يكشب درميان بيمارستان بوديم .سانيا دراين مدت خيلي زحمت كشيد .يكشب از پدرم ويكشب از مادرم نگهداري ميكرد. دراين مدت دانيال وخشايار هم سرما خورده بودند وگاهي من ازبيمارستان زنگ ميزدم وزمان خوردن داروها رايادآوري ميكردم .خدا را شكر همه چيز به خير گذشت .اما تابستان گذشته را به سختي پشت سرگذاشتيم .اكنون هم امتحانات ميان ترم نوبت اول بچه ها شروع شده وسخت مشغول درس خواندن هستند .معمولا شبها دير ميخوابند وصبحها زود بيدار مي شوند ودرسها را مرور مي كنند.با آرزوي موفقيت .  

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٥ - مهرزاد